تبلیغات
پرنده شب - ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی/ دل بی تو به جان امد وقت است که باز ایی


پرنده شب

آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند

مرا به غیر تو نبود پناه مهدی جان

که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان

در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز 

نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان

شها فقیرم و مسکین و بر سر راهت

نشسته ام به امید نگاه مهدی جان

من عاشقم که ببینم جمال تو آیا

بود به سوی جناب تو راه مهدی جان؟

بحق حرمت اجداد خود نما نظری

ز مرحمت به من رو سیاه مهدی جان

خمید پشت من که از بار معصیت شاها

نموده ام همه عمر اشتباه مهدی جان 

 



نوشته شده در شنبه 25 تیر 1390 ساعت 11:44 ب.ظ توسط haniyeh نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ