تبلیغات
پرنده شب - السلام علیک یا فاطمه الزهرا


پرنده شب

آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند

امشب به نخل آرزویم برگ پیداست

 بر چهره زردم نشان مرگ پیداست

امشب مرا در بستر خود واگذارید

 بیمار بیت وحى را، تنها گذارید

دوران هجرم رو به اتمامست امشب

خورشید عمرم بر لب بامست امشب

چون روز آخر بود، كارِ خانه كردم

 گیسوى فرزندان خود را شانه كردم

دیدى چه حالى در نمازم بود اَسْما؟!

 این آخرین راز و نیازم بود، اَسْما!

آخر نگاه خویش را، سویم بیفكن

 مى خوابم اینك، پرده بر رویم بیفكن

دیدى اگر خامش به بستر خفته ام من

 راحت شدم، پیش پیمبر رفته ام من!

شب ها برایم بزم اشك و غم بگیرید

در خانه آتش زده، ماتم بگیرید!

از من بگو با زینب آزاده من

 برچیده نگذارد شود سجّاده من

من رفتم امّا، یادگارم ـ زینب ـ این جاست

 روح مناجات و دعایم، هرشب این جاست

 

 


نوشته شده در جمعه 16 اردیبهشت 1390 ساعت 05:58 ب.ظ توسط haniyeh نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ