تبلیغات
پرنده شب - گزیده هایی از دکتر شریعتی


پرنده شب

آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند ستایش کردم گفتند خرافات است عاشق شدم گفتند دروغ است

گریستم گفتند بهانه است خندیدم گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم!

 

در زندگی طوری باش که انانکه خدا را نمی شناسند ،تورا که می شناسند خدا را بشناسند!

 

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری!

 

دکتر شریعتی

-------------------------------------------------------

پی نوشت:

کلا با دکتر شریعتی حال می کنم بنظرم جملاتش خیلی عمیقه!

 


نوشته شده در پنجشنبه 25 شهریور 1389 ساعت 12:40 ق.ظ توسط haniyeh نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ