تبلیغات
پرنده شب - مرد مقدس


پرنده شب

آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند

شیطانی به شیطان دیگر گفت:ان مرد مقدس متواضع را نگاه کن که در جاده راه می

رود.در این فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم...رفیقش گفت

به حرفت گوش نمی کند تنها به چیز های مقدس می اندیشد..اما شیطان دیگر بدون

توجه به این حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل در اورد و در برابر مرد

ظاهر شد.گفت:امده ام به تو کمک کنم.مرد مقدس گفت:باید من را با شخص دیگری

اشتباه گرفته باشی من در زندگیم کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم

و به راه خود ادامه داد .

                       بی انکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است.

------------------------------------

پی نوشت:

روزی  خواهد رسید که شیطان فریاد می زند ادمی پیدا کنید سجده خواهم کرد!!!


نوشته شده در پنجشنبه 31 تیر 1389 ساعت 12:29 ق.ظ توسط haniyeh نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ